همکار گرامی و پرتلاش سرکار خانم دشتی نژاد
با سلام و با امتنان وتشکر وافر از زحمات شما
در بین مطالب و ونوشته هایتان به مساله آموزش و آمادکردن دانش آموزان برای تیزهوشان برخورد کردم
اینساله از نظر علمی و منطقی آسیب آفرین است چه خوب است شما که متعهد وعلاقه مند بهدانش آموزان و خانواده ها هستید زمینه ساز تب تیزهوشان نشوید.اگر دانش آموزی تیز هوش است از کتابهای تست زنی و کلاس تیزهوشان بیزار است چون تفکر واگرا دارد و این فوق برنامه ها باعث کاهش انگیزه او برا ی تفکر وخلاقیت بیشتر می شود .اگر دانش آموزی تیز هوش نیست هم این برنامه ها و کتابها برای او مضر است چون اگر بعد از صرف وقت وانرژی بسیار قبول شود چون با دوپینگ و به زور تست زنی قبول شده است در مدرسه استعدادهای درخشان دچار اضطراب و خودکم بینی می شود و اگر هم قبول نشود که احتمال آن زاید است افسرده می شود واعتمادبه نفس و انگیزه اش را از دست میدهد والبته خانواده اش هم سرمایه خود را به هدر داده اند،بگذارید و بگذاریم وبگذارند بچه ها بچگی اشان را بکنند،حال اگر کسی بدون فشار خانواده ومعلم در آزمون تیزهوشان قبول شد که شده.
اصغری نکاح
متخصص روانشناسی وآموزش کودکان دارای نیازهای ویژه دانشگاه فردوسی مشهد
…
نوشته هایم را با درج یک نظر بسیار ارزشمند شروع کردم ، من هم با تمامی نظرات این متخصص عزیز و دلسوز کشورمان موافقم . اگر ایشان برخی از نوشته های من را به صورت گذرا مطالعه می کردند قطعا به این نتیجه می رسیدند که در کنار معرفی کتاب های مفید در این زمینه که در شهرهای بزرگ معمولا مورد استفاده ی دانش آموزان قرار می گیرد نوشته ام که دانش آموزانی داشته ام که هوش ذاتی و تسلط به مطالب کتاب درسی سبب قبولی شان در چنین آزمونی شده است.
اما آنچه من به عنوان یک کارشناس آموزشی گفته ام نه تنها در سیستم آموزشی که خودم در آن قرار دارم مورد قبول نیست بلکه مواردی پیش آمده که از جانب اولیا و حتی مربیان مدرسه بخاطر این نوع تفکر مورد سئوال قرار گرفته ام و این عقیده جزو کم کاری های من معلم محسوب شده است!!!...
بگذارید بی پرده بگویم ... معلم خوب در تعریف جدید معلمی است که جای دانش آموز تمرین حل کند ... بیست بگیرد ... تست کار کند آنهم به وفور ... درسهایش را تا قبل از اسفند تمام کند و از عید به بعد فقط تست کار کند ... برای بچه ای که از درک مطالب کتابش هم عاجز است معجزه کند و او را نفر اول آزمون های تستی نماید!!!... اصرار این معلم برای آموزش درست علم به بچه ها بیشتر به یک تضاد با سیستم آموزشی " من در آوردی " دوستانمان شبیه است تا یک وظیفه از سر دلسوزی ... ادامه ی این اصرار می تواند سبب تنزل جایگاه معلم ... تشویق اولیا به شکایت از این معلم در مراجع قانونی آموزش و پرورش است ... اگر هم کمی لجاجت به خرج بدهد نظرخواهی همین اولیا را نشانش می دهند و آن را دلیلی برای اینهمه بی مهری می دانند ...
آنچه که من به عنوان یک معلم همواره سعی کردم در کلاسم به کودکان یاد دهم لذت آموختن است . لذت با هم بودن ... لذت بردن از کودکی و کمک به پرورش خلاقیتشان ... اما وقتی تمامی کارهای من به عنوان یک ضد آموزش تلقی می شود و در سیستمی که من حضور دارم تنها امتیاز یک معلم یاد دادن نکات تستی است و تنها درخواست اولیا مجموعه سئوالات و تست است چه باید کرد؟!!!
این آگاهی درباره ی روشهای نوین آموزشی از کجا باید صورت گیرد ؟!... این تب کنکور و مدرسه تیزهوشان و مدارس نمونه دولتی چگونه باید فروکش کند... وقتی پدر و مادری دائم در گوش فرزندشان می خوانند که باید قبول شود و از چنین مدارسی برایش کعبه می سازند چگونه بگویم که از کودکی اش باید لذت ببرد؟!!!..
چگونه به این کودکی ساعات فوق برنامه اش را مدرسه با کلاسهای تست زنی پر کرده و والدینش به این هم قانع نیستند و در موسسات مختلف و آزمون های متفاوت ثبت نامش می کنند باید گفت که شکوفایی خلاقیت ثمره و هدف دوران آموزش ابتدایی است ؟؟!
در این میان فقط کودکانمان قربانی نمی شوند ... فقط آرزوها و کودکی شان را قربانی نمی کنیم ... دراین میان معلمانی که به این سیستم و این اصرار غلط گردن نمی نهند نیز قربانی می شوند ... یک روز تخصص و مهارتشان را در تدریس یک پایه نادیده می گیریم و مجبورشان می کنیم به جرم این عدم همکاری در پایه های دیگری تدریس کنند و هر روز روایات عجیبی در باب این تصمیم غلط می سازیم و پخش می کنیم و روز دیگر طوماری از شکایاتی که فقط مربوط به کار نکردن نکات تستی است به دستش می دهیم...
حال چه اهمیتی دارد که این معلم راندمان کاری و کلاسی بالایی داشته باشد ... در این تب کنکور و آزمون هم نمره ی قبولی گرفته باشد اما روش فسیل شده ی دیگران را برای قربانی کردن شخصیت کودکانه ی فرزندانمان قبول نداشته باشد؟!!!...
دلم نمی خواست در این مورد سخن بگویم ... امابرای من هم سئوال است که تا کی میخواهیم این رفتار های غلط را به سیستم آموزشی مان تحمیل کنیم؟!!..

