تبليغاتX
معلم كلاس پنجم
معلم كلاس پنجم
فعاليت هاي كلاس چهارم و پنجم ابتدایی
نگارش در تاريخ جمعه سوم خرداد 1387 توسط پروین دشتی نژاد پور

در آخرین روزهای سال تحصیلی با پیشنهاد چند نفر از اولیای خوش ذوق کلاس تصمیم گرفتیم برای بچه های کلاسمان یک جشن فارغ التحصیلی راه بیاندازیم .

البته در مدتی که من به عنوان معلم کلاس پنجم بودم کم و بیش این جشن در کلاسم برگزار می شد . در اولین دوره ی تدریسم که از کلاس اول تا پنجم تدریس کردم ، خیلی از دانش آموزانم دو یا سه سال شاگرد من بودند و تمایل زیادی داشتند که این جشن برگزار شود و ما هم با کمک مسئولین مدرسه یک جشن فارغ التحصیلی برایشان گرفتیم .

اما جشن فارغ التحصیلی که در مدارس دخترانه گرفته می شد خیلی متفاوت تر بود ، شاید به این دلیل که دل کندن دختران دانش آموز از معلمینشان خیلی دشوار است . ضمن اینکه اولیای دانش آموزان مشارکت خوبی در برگزاری این جشن داشتند.

امسال هم پس از نزدیک به نه ماه تدریس ، آقا پسرهای کلاس پنجمی ام که با انگیزه ی زیاد باعث شدند سال تحصیلی خوبی در کنار هم داشته باشیم ، از طرح جشن فارغ التحصیلی استقبال کردند و مادران و پدران مهربانشان هم سنگ تمام گذاشتند.

***

در سالی که گذشت من نخستین تجربه ی برگزاری روز بدون کتاب را در مدارس پسرانه داشتم . در سالهای قبل هر وقت پس از پایان امتحانات داخلی یا نزدیک عید به کمک بچه ها یک روز را به عنوان روز بدون کتاب انتخاب می کردیم معمولا یکی از کارهای مورد علاقه ی بچه های کلاس ، آشپزی بود . به صورت گروهی غذا درست می کردند . این گروهی کار کردن و برنامه ریزی های گروهی و قبول مسئولیت برای دختران ابتدایی لذت بخش بود .

یکی دیگر از برنامه هایی که معمولا پیشنهاد می کردند این بود که همراه معلمشان به یکی از پارک های نزدیک مدرسه بروند که در این مواقع مسئولین مدرسه هماهنگی های لازم را انجام می دادند.

اما در مدرسه پسرانه ، تماشای فیلم های آموزشی  و بازی های دسته جمعی با استقبال بیشتری روبرو بود .بچه ها از اینکه یک روز را همراه با معلمشان به تماشای فیلم بنشینند و یا بازی کنند لذت می برند .

***

نخستین تجربه های من در مدرسه ی جدید کم نبودند . وقتی با یک جمع همدل همراه باشی ، آرامش بیشتری برای تجربه کردن و آموختن خواهی داشت و طبعا نتایج بهتری هم کسب می کنی .

معمولا بخش کوتاهی از ساعات پایانی کلاس در روزهای پنجشنبه به زنگ خنده معروف شده بود . بچه ها لطیفه های قدیمی که مناسب کلاس بود برای هم کلاسی هایشان بازگو می کردند و بعضی اوقات کتاب هایی که به نظرشان بار طنز خوبی داشت می خواندند و لحظات شادی ایجاد می شد .

شادی و نشاطی که بچه ها در آخرین روز هفته داشتند از نظر روانی هم برای خانواده ها می توانست خوب باشد . کلاس پنجم و دغدغه قبول شدن در آزمون های مدارس مختلف به اندازه ی کافی به دانش آموز فشار وارد می کند و یکی از کارهایی که من به عنوان معلم می توانستم انجام بدهم این بود که بچه ها را مدتی هر چند کوتاه از این جو جدا کنم .

***

یکی دیگر از موضوعاتی که با بچه های کلاس کار کردیم این بود که " اگر چشم سوم داشتی ... "

نقاشی هایی که با عنوان چشم سوم به من تحویل داده شد بسیار زیبا بودند و استدلال های بچه ها در مورد اینکه دوست داشتند چشم سومشان در کدام قسمت بدنشان باشد از همه جالب تر بود .

***

گاهی وقت ها هم آقا پسرهای فعال کلاسم ، بخش هایی از درسشان را با کمک من به سایر دوستانشان یاد می دادند تا یک ساعت معلم بودن را تجربه کنند . در این مواقع می توانستند از هر وسیله ی آموزشی که بخواهند استفاده کنند . بعضی وقت ها هم خودشان این وسایل را درست می کردند .

***

فرصت دادن به بچه هایی که بنا به بهانه های مختلف با جو کلاسی ما همراه نبودند یکی دیگر از کارهایی بود که در سال تحصیلی گذشته  بارها و بارها تجربه کردم . البته این قول مردانه ای بود که پسرهای خوبم به من می دادند و خیلی وقت ها واقعا به آن عمل می کردند . من هم به عنوان یک معلم خیلی وقت ها برای اینکه با روند کلاسی همراه شوند و موقع پاسخگویی به سئوالات امتحانی اذیت نشوند از روش G5 استفاده می کردم ، فیش نویسی برخی از مطالب مهم که از ذهنشان فرار می کرد.روشی که من به آنها یاد دادم در بسیاری از موارد باعث افزایش بازدهی و اعتماد به نفس آنها شد به گونه ای که بعضی از شاگردانم در ترم اول نمراتشان خیلی عالی شد .

***

یکی دیگر از پیشنهادهای من که خوشبختانه در مدرسه اجرا شد و نتایج خوبی هم داشت نمرات انضباطی بود که به صورت مقطعی به بچه ها داده می شد تا به این طریق بچه ها نسبت به رعایت بعضی از قوانین مدرسه بیشتر تلاش کنند . نکته مثبت این طرح ، احترام به قوانین بود . موضوعی که به نظر من در دوران ابتدایی بهترین فرصت است تا دانش آموزانمان را کاملا آماده کنیم که به قوانین احترام بگذارند.

***

این روزها روزهای امتحان است ، به همه ی پسران و دختران خوبم توصیه می کنم صبح ها صبحانه بخورند . شبهای امتحان زودتر بخوابند و سعی کنند که سئوالات امتحانی شان را خوب بخوانند تا خدای ناکرده بخاطر بی دقتی بخشی را فراموش نکنند و اگر موضوعی را نفهمیدند از معلمشان سوال کنند .

 ما همه ساله در کلاس با کمک اولیا برای بچه ها شیرینی و آب میوه تهیه می کنیم تا مشکل ضعف جسمی در امتحان را نداشته باشیم ضمن اینکه در این موارد شاهد هستیم که میزان استرس بعضی از دانش آموزان خیلی کاهش پیدا می کند .

***

در آینده باز هم درباره فعالیت های کلاسی ام خواهم نوشت ...

درباره وبلاگ

فعالیتهای کلاس چهارم و پنجم ابتدایی
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ