معلم ابتدایی

فعاليت هاي كلاس ششم ابتدایی

معلم ابتدایی

پروین دشتی نژاد پور
معلم ابتدایی فعاليت هاي كلاس ششم ابتدایی

آغاز سال تحصیلی بر دانش آموزان و معلمین عزیز مبارک

باز بوی دفتر
پاک کن ها ی سفید
ته مداد قرمز
باز هم مهر رسید
باز هم رج زدن حرف الف
باز هم دخترکی سر به هوا.دختری گیج که نامش کبراست.
و هزاران سال است
قول ها داده به خود
و گرفته تصمیم
که دگر بار کتاب خود را
باز جا نگذارد.شب به زیر باران
آن کتاب کهنه.همچنان خیس وچروکیده و باران زده است
باز هم سال دگر
باز پاییز دگر
باز تصمیم دگر
باز کوکب خانم
چند مهمان دارد
باز هم سفره رنگین پهن است
و کدام از ماها
در پس این همه سال...
حسرت خوردن از آن سفره کوکب خانم
همچنان با اونیست؟
خوش به حال عباس
خوش به حال کبری
خوش به حال حسنک
که همه دغدغه شان.
سفره ودفتر خیس است وصدای یک بز
خوش به حال همه شان
که زما جاماندند
همه کودک ماندند
ورسیدیم ما به سرابی که هم اکنون هستیم
وغم غربت ایام گذشته است که دایم با ماست!

 



تاريخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 | 12:22 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

دعا

((سبحان الله یا فارِجَ الهَمّ و یا کاشفَ الغَم فرِّجْ هَمّی و یَسِّرْ
امری و ارحَمْ ضعفی و قِلةَ حیلتی و ارزُقنی من حیث لا اَحتَسِبُ یاربّ
العامین))

ترجمه:
منزه است خداوندی که بر طرف کننده غم ها است. غم و مشکل من را برطرف کن،
بر ضعف و کمی چاره ام رحم کن و مرا از جایی که گمان نمی کنم روزی ده ای
پروردگار جهانیان.
حضرت محمد (ص) فرمودند : هرکس مردم را از این دعا با خبر کند در گرفتاریش
گشایش پیدا می کند.



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 8:13 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

فصل پاییز از راه رسید

با همه رنگهای خیال انگیزش
که بوی پختگی و کمال میدهد
پاییز از راه رسید با بوی ماه مهر
ماه مدرسه و درس و دوستی ها و خاطره ها
پاییز از راه رسید با کلیدی که دروازه ناگشوده قلب مرا گشود
و چشمانم را بروی بی نظیرترین تجربه روح در عالم خاک گشود
پاییز از را رسید با تمام تداعی های روح انگیزش
با همه رنگهایش که هر کدام طیفی از دوست داشتن 
و ماجرایی از مهر ورزیدن را به صحنه خیال می آورد
پاییز از راه رسید با ترنم بارانهای دوست داشتنی اش
با قاب خیس پنجره هایش با باد های ملایم و تندش 
که تن برگ را بر اندام درخت به لرزه می افکند
و فداکاری برگهای خشک و مسین به زیر گامهای عابرانی 
که عشق گمشده خویش را می جویند
برگ هایی که افتادن و تسلیم و فنا را به یاد تو می اورند . . . 
سرخ به رنگ خون
پاییز از راه رسید با الهه ی نارنجی پوش خویش
هم او که سالهاست دل کوچک من پرستشگاه مهر اوست . . .

تقديم به همه عزيزاني كه فصل پاييز رو با همه رنگارنگيش دوست دارند.
در خزان طبیعت دلتون بهاری باد ..

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 | 21:11 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

میلاد امام رضا مبارک



تاريخ : شنبه پانزدهم شهریور 1393 | 14:40 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

یک خاطره

سال 70 بود
اولین سالی بود که به تهران اومده بودیم
بنده اصلا فارسی بلد نبودم حتی یه کلمه.
سر کلاس حرفه نشسته بودیم
معلم ما آقای خانی
دامت افازاته
متوجه تازه وارد بودنم شده بود
میخواست یکم باهام شوخی کنه
چشم دوخته بود به من و منم به ایشون
دست به سینه نشست و گفت:
نفر ماقبل آخر این ستون بیاد پای تخته. 
همه ساکت نشستن و جیکشون در نیومد
دوباره جمله شونو تکرار کردن. 
لازم به ذکره که ایشون دست به زن خوبی داشتن و همه حساب میبردن 
برای بار سوم جمله شونو تکرار کردن
این بار همه سرا به سمت من چرخید
آقای خانی دید سنگین و رنگین نشسته ام بلند شد و طرفم اومد. 
بالای سرم وایسادو بازم تکرار کرد:
نفر ماقبل آخر این ستون بلند شه. 
منم تکون نخوردم همه دیگه به پچ پچ افتاده بودن. 
معلم دستمو گرفت و گفت : 
شما ترکی؟
منم گفتم: بلی
همه خندیدن
معلم هم خندید 
گفت مگه من نمیگم بلند شو بیا پا تخته؟
گفتم: من؟
بازم همه خندیدن
یادش بخیر اون زنگ به خنده گذشت و من معنی " ماقبل آخر " رو فهمیدم.

 



تاريخ : یکشنبه نهم شهریور 1393 | 18:15 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

یک دوست

روزى چنگيز و درباريانش براي شكار به جنگل رفتند. هوا خيلي گرم بود و تشنگي داشت چنگيز و يارانش را از پا در مي آورد. بعد از مدتى جستجو، جويبار كوچكي يافتند. چنگيز شاهين شكاريش را به زمين گذاشت و جام طلايي را در جويبار زد و خواست آب بنوشد، اما شاهين به جام زد و آب بر روي زمين ريخت. براي بار دوم هم همين اتفاق افتاد، چنگيز خيلي عصباني شد و با خود فكر كرد، اگر جلوي شاهين رانگيرم، درباريان خواهند گفت: چنگيز جهانگشا نميتواند از پس يك شاهين برآيد. پس اين بار با شمشير به شاهين ضربه اي زد. پس از مرگ شاهين، چنگيز ناگهان ديد كه ماري سمي در آب مرده و آب مسموم است.
او از كشتن شاهين بسيار متاثر گشت. به دستور او مجسمه اي طلايي از شاهين ساختند و بر يكي از بالهايش نوشتند:

{{{يك دوست هميشه دوست شماست، حتي اگر كارهايش شما را برنجاند و روي بال ديگرش نوشتند: هرعملي كه از روي خشم باشد محكوم به شكست است...}}}}

ﺧﺪﺍﯾﺎ! ﮐﻤﮏ ﮐﻦ ... ﺩﯾﺮﺗﺮ ﺑﺮﻧﺠﯿﻢ، ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﺒﺨﺸﯿﻢ، ﮐﻤﺘﺮ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺪﻫﯿم



تاريخ : شنبه هشتم شهریور 1393 | 15:54 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

تولد حضرت معصومه

خجسته باد ميلاد بانوي قدسيه مطهره، فاطمه معصومه عليهاالسلام كه بارگاه نوراني‏اش محل دايمي نزول فرشتگان بر زمين و دروازه بهشت است. 

 

 دختران فرشتگانی هستند از آسمان
برای پر کردن قلب ما با عشق بی پایان
این روز بر دختران دیروز و مادران امروز مبارک

 



تاريخ : پنجشنبه ششم شهریور 1393 | 18:24 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

تعطیلات مدارس در دیگر کشورها چگونه است؟/ تعطیلات تابستانی در کدام کشورها بیشتر است؟

 

 - تعطیلات تابستانی مدارس در ایران سه ماه و حتی بیشتر است این در حالیست که در فصل زمستان در شهرهای بزرگ به دلیل شرایط آلودگی هوا و سرما کمبود تعطیلات زمستانی احساس می شود.
 

هادی معیری نژاد- در اکثر کشورهای جهان که سیتم دو ترمی و یا سه ترمی در آموزش و پرورششان حاکم است تعطیلات و اوغات فراغت دانش آموزان در طول سال تقسیم شده است.

اما در کشور ما بنا بر سنت چندین ساله و مربوط به نظام قدیم آموزشی تعطیلات به یک تعطیلی بلند مدت سه تا چهار ماهه در تابستان و یک تعطیلی دو هفته ای در فروردین خلاصه شده است.

البته در ایران طرح کوتاه کردن تعطیلات تابستانی در چند سال اخیر مطرح بوده است اما هنوز خبری از اجرایی شدن آن نیست.
اوایل خرداد ماه دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش اعلام کرد که پیشنهاد کوتاه شدن تعطیلات تابستانی و حتی شناور شدن آن در طول سال، مطرح است.

مهدی نوید ادهم گفت: زمان آموزش، نمودهای مختلفی دارد که کل سال تحصیلی از آغاز تا پایان از جمله آنهاست و البته جای تأمل دارد؛ در همین رابطه می‌توان به تعطیلات گسترده تابستانی اشاره کرد که طول آن حداقل سه ماه است و در برخی استان‌های گرمسیری به چهار ماه‌ و نیم می‌رسد و آسیب‌های آموزشی و تربیتی فراوانی به همراه دارد.

دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش با اشاره به عدم اختیار آموزش و پرورش درباره تصمیم‌گیری پیرامون تعطیلات تابستانی، گفته بود: مجلس شورای اسلامی مصوبه‌ای دارد که بر اساس آن سال تحصیلی از اول مهر آغاز می‌شود و تا پایان اردیبهشت‌ماه ادامه می‌یابد و خردادماه هر سال به برگزاری امتحانات اختصاص پیدا می‌کند.البته پیشنهاد کوتاه شدن تعطیلات تابستانی و حتی شناور شدن آن در طول سال، مطرح است و امیدواریم روزی نمایندگان مجلس این موضوع را در دستورکار خودشان قرار دهند.

سال گذشته که در دی ماه و بهمن ماه آلودگی هوا امان همه را بریده بود بسیاری معتقد بودن که دولت باید مدارس را تعطیل کند اما تعداد ساعات مجاز آموزشی چنین اجازه ای را به سیستم آموزشی  نمی دهد لذا باید در چنین مواقعی فکری اساسی کرد و تقسیم تعطیلات در طول سال و اختصاص بخشی از تعطیلی در دی ماه یکی از این راههاست.

وضعیت دیگر کشورهای جهان
در اکثر کشورهای جهان که نظام آموزش و پرورش اصولی و مدرن دارند تعطیلات مدارس به نحوی منطقی در طول سال تقسیم شده و با وجود دو تعطیلی در هفته زمان استراحت و فراغت برای دانش آموزان می توند در تمام سال به شکل هدفمند دنبال شود.

در آمریکا و انگلیس به طور استاندارد دانش آموزان باید بین 170 تا 190 روز در مدرسه باشند و در دیگر کشورها نیز تفریبا همین تعداد روز برای تحصیل در نظر گرفته می شود.

در جدول زیر نگاهی داریم به تعطیلات مدارس در چند کشور دنیا بدون احتساب تعطیلات پایان هفته

ردیف کشور تعداد  حدودی روزهای تعطیل توضیح
1 کانادا بین 90 تا 100 روز ماههای جولای و آگوست در تابستان، دو هفته در زمستان و یک هفته در بهار و پاییز
2 مالزی حدود 90 روز

تعطیلات آخر سال دو هفته(آخر می تااواسط ژوئن) تعطیلات پایان سال( شش هفته)

هر ترم یک هفته تعطیلی پابان دوره و اعیاد فطر ،قربان ،هاری رایا

سال نوی چینی ودیوالی

3 انگلیس 100 روز

شش هفته تابستان دو  دوره دو هفته ای در کریسمس و عید پاک سه هفته مابین ترم های

تحصیلی کلا 190 روز تحصیلات استاندارد در مدارس خصوصی کمتر است

4 ترکیه حدودا 125 روز 2 هفته در زمستان، 14 هفته تابستان،12 روز اعیاد ملی و مذهبی و کریسمس
5 روسیه 120 روز

دو هفته ژانویه، یک هفته در آوریل،یک هفته در پاییز،3 ماه تابستان و5 روز

مناسبتهایملی

6 آلمان 100 روز

تابستان  42 روز، پاییز یکهفته، سال نو 13 روز عید پاک دو هفته عید معراج مسیح

سه روزو بیست روز اعیاد و تعطیلات ملی و ایالتی

 

 در ایران با توجه به تعطیلات تابستانی برای معلمین کلاس های ضمن خدمت برای پایه های جدید می گذارند ولی در کشور های دیکر معلم در طی سال این دوره ها را آموزش می بیند و کلاس های آنها تا ساعت 3الی 4 بعد از ظهر است و دانش آموز هیچ گونه تکالیفی را برای خانه نمی برد بلکه در مدرسه در کشو میز خود می گذارد و آنها از تبلت برای نوشتن یا از لب تاپ استفاده می کنند و در کاغذ صرفه جویی می کنند 



تاريخ : سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393 | 14:1 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

زندگی ساختنی

روز اول سال تحصیلی خانم معلم کلاس پنجم نگاهی به بچه های کلاسش کرد و بین اونها پسری رو دید که با سرو وضعی نامرتب و ژولیده و بی اعتنا به کلاس ، گوشه ای نشسته و زل زده بود به سقف!
وضع اون شاگرد معلم دانا رو ترغیب کرد تا بعد از اتمام کلاس ، نگاهی به پرونده تحصیلیش بندازه. چیزی که دید براش خیلی تکان دهنده بود.
معلم کلاس اولش نوشته بود :
خیلی باهوشه ، تکالیفش رو عالی انجام می ده ، رفتار خوبی داره ، همیشه می خنده و دوست های زیادی داره.
معلم کلاس دوم نوشته بود :
بسیار با استعداد و باهوشه ، همکلاسی هاش خیلی دوستش دارند و بیماری لاعلاج مادرش به شدت رنجش می ده.
معلم کلاس سومش گفته بود :
مرگ مادرش اثر عمیقی روی اون گذاشته و پدرش تمایلی به ادامه تحصیل او نداره.
و معلم کلاس چهارم اشاره کرده بود که :
درس هاش خوب نیست ، انزوا طلبه ، دوستان زیادی نداره ، سر کلاس خوابش می بره و علاقه چندانی به مدرسه نداره.

از اون روز به بعد معلم مهربون به هر بهانه ای سعی در جذب پسر بجه داشت و مدام می خواست کاری براش بکنه.
روز معلم از راه رسید.
معلم مهربون اول هدیه پسر کوچولو رو باز کرد و گردن بندی بدلی و کهنه به همراه شیشه عطری که فقط مقدار کمی از اون باقی مونده بود نمایان شدند!
همه بچه ها خندیدند ، ولی معلم مهربون که برق شادی توی چشماش دیده می شد گردن بند را به گردن انداخت و کمی از اون عطر رو به لباسش زد.
زنگ تفریح که خورد ، پسر کوچولو رفت سراغ خانم معلم و با شوق و هیجان گفت :
شما امروز هم شکل مادرم شدید و هم بوی اونو می دید.
در پایان سال تحصیلی اون پسر تونست با کسب بالاترین نمره رتبه اول کلاسشون بشه و با کارنامه و شاخه گلی کوچک و زیبا به سراغ خانم معلم رفت و گفت :
ممنونم که کمک کردید تا خوب شم ، شما خیلی مهربونید ، دوست تون دارم.
خانم معلم که اشک پهنای صورتش رو پوشونده بود گفت :
بذار یواشکی بهت بگم که از همه شاگردام بیشتر دوستت دارم.
دوست خوبم ، تا حالا فکر کردی خیلی ها رو باید دوست داشته باشی؟
و می دونی ایراز عشق به اونی که باهاش کشمکش داری می تونه به هردوتون کمک کنه تا اوج بگیرید؟



تاريخ : دوشنبه بیستم مرداد 1393 | 18:46 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |

چگونه می توانم مثل تو باشم...



مرد زاهدی که در کوهستان زندگی می کرد ،

کنار چشمه ای نشست تا آبی بنوشد و خستگی در کند .

سنگ زیبایی درون چشمه دید .

آن را برداشت و در خورجینش گذاشت و به راهش ادامه داد .

در راه به مسافری برخورد کرد که از شدت گرسنگی با حالت ضعف افتاده بود .

کنار او نشست و از داخل خورجینش نانی بیرون آورد و به او داد .

مرد گرسنه هنگام خوردن نان ،

چشمش به سنگ گران بهای درون خورجین افتاد . نگاهی به زاهد کرد و گفت :

« آیا آن سنگ را به من می دهی ؟ »

زاهد بی درنگ سنگ را درآورد و به او داد .

مسافر از خوشحالی در پوست خود نمی گنجید .

او می دانست که این سنگ آنقدر قیمتی است 

که با فروش آن می تواند تا آخر عمر در

رفاه زندگی کند ، بنابراین سنگ را برداشت و با عجله به طرف شهر حرکت کرد .

چند روز بعد ، همان مسافر نزد زاهد آمد و گفت :

« من خیلی فکر کردم ، تو با این که می دانستی این سنگ چه قدر ارزش دارد ،

خیلی راحت آن را به من هدیه کردی . »

بعد دست در جیبش برد و سنگ را در آورد و گفت :

« من این سنگ را به تو برمی گردانم 

ولی در عوض چیز گران بهاتری از تو می خواهم .

به من یاد بده که چگونه می توانم مثل تو باشم ؟ ».


تاريخ : چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393 | 10:5 | نویسنده : پروین دشتی نژاد پور |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.